وب سايت علي اميني وب سايت علي اميني .

وب سايت علي اميني

قبولي در پزشكي كاري سخت است

توسط Liang-Hai Sie، بازنشسته عمومي internist، پزشك سابق مراقبت هاي ويژه. و كريستف فاكس، جراح جراح ارتودنسي / ستون فقرات

من در اين موقعيت بسيار بودم وقتي كه در كالج بودم. وقتي MIT تصميم گرفتم به پزشكي برسم، در علوم كامپيوتر و مهندسي برق بودم.

دليلي كه من مجبور بودم سوئيچ كنم:

1) من از كار در يك مكعب متنفرم. من در ابتداي كار مشغول به كار بودم، حتي اينترنت شروع به كار در روزهاي اوليه تجارت Combi دردناك بود. ديلبرت واقعيتي بود كه من با آن مواجه شدم مگر اينكه رئيس من حداقل براي من خوشايند بود

2) در مهندسي بسياري از كار جالب پرداخت نمي شود و همچنين چيزهاي خسته كننده. پول زيادي براي ايجاد يك وب سايت ساده براي نمايندگان املاك و مستغلات ساخته شده بود، تا اينكه براي كدگذاري Blizzard ساخت بازي هاي ويدئويي (هنوز درست است) درآمد نجومي پزشكان

3) من دوست دارم كه با انسان كار كنم و بخش مهمي از زندگي ام باشد. در ابتدا نمي دانستم كه مي خواهم چشم جراح باشد. اما پدرم يك روماتولوژيست بود و من مي توانستم مردم را در دفتر خود ببينم كه به سختي مي توانست راه بروند چون درد شديد داشتند. پس از چند ماه درمان آنها مانند افراد جديدي بودند (درمان هاي جديد حتي از 20 سال پيش موثرتر هستند). اين مهم بود، كار من در نقطه ذخيره سازي (سلف پيشين و قديمي كه پيش از اين به كار رفته بود به Dropbox) براي من بي معني بود.

در حال حاضر به عنوان يك جراح شبكيه، من مي توانم چشم انداز مردم را نجات دهد. بيمارانم براي بازگشت ديدگاهشان بسيار سپاسگزار هستند، اين يك احساس غير قابل توصيف است كه مي دانم كه من به كسي كمك كردم. اما بله، زماني كه مردم بدرفتاري مي كنند، من احساس مي كنم وحشتناك است، حتي اگر چيزي وجود نداشته باشد. من به معناي واقعي كلمه در مورد جراحي هايي كه انجام مي دادم رويا مي گذارم و در زمان هاي بي شماري به آنها مي انديشم. اما من اين جنبه را به كارم عاشق مي كنم، اين ارتباطي است كه نمي خواهم آن را رها كنم.

با نگاهي به گذشته، مزاياي متعددي براي مهندسي وجود دارد كه در آن زمان كم ارزش شده است:

1) زمان در آموزش وقتي جوان بودم، اين تاثيري بر من نداشت. اما براي بيش از يك دهه در حالي كه همكلاسي هاي MIT از پول MIT پول مي دادند، با تعطيلات آخر هفته، و هفته هاي 60 هفته اي كه منجر به "هفته هاي ديوانه" مي شد، هفته ها به طور معمول 80 ساعت كار مي كردم، 30 ساعت كار مي كردم


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۷ مرداد ۱۳۹۶ساعت: ۰۷:۳۴:۲۸ توسط:علي اميني موضوع: